حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 29
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
نيافتند و ملّت سومر و اكّد در ميان ساير ملل حلّ شده قوميّت خود را از دست داد . دمرگان و نويسندگان ديگر فرانسوى به اين عقيدهاند كه غلبهء عيلاميها بر سومريها و مردمان بنى سام نتايج تاريخى زياد دربر داشته توضيح آنكه عيلاميها بقدرى با خشونت و بقسمى وحشيانه با ملل مغلوبه رفتار كردهاند كه آنها از ترس جان از مساكن و اوطان خود فرار كرده و هركدام بطرفي مهاجرت نمودهاند بنابراين عقيده دارند مردمى كه در رأس خليج پارس و بحرين « 1 » سكني داشتند به طرف شامات رفته دولت ( فينيقيّه ) را تشكيل كردند و بعد در تجارت و دريانوردى معروف شدند گروهى كه ربّ النّوع ( آسور ) را پرستش ميكردند به طرف قسمت وسطاى رود دجله و كوهستانهاى مجاور آن رفته دولت آسور را تأسيس نمودند و مهاجرت حضرت ابراهيم با طايفه خود بفلسطين و بالاخره هجوم ( هيكسوس ) « 2 » هاى سامى نژاد بمصر و تأسيس سلسلهاى از فراعنه در آن مملكت نيز از نتايج غلبه عيلاميها بر ملل سامي نژاد بوده امّا ( كينگ ) به اين عقيده است كه غلبه عيلاميها در ممالك غربى دوام نيافته زيرا عيلاميها چون استعداد اداره كردن مملكتى را نداشتند و غلبه آنها بيشتر بتاختوتاز شبيه بود نتوانستهاند ممالك مغلوبه را حفظ نمايند . كارهائي كه سومرىها براى بشر كردهاند قبل از اينكه تاريخ عيلام را دنبال نمائيم لازم است بطور اختصار چيزهاى تازهاى كه سومرىها در زندگانى بشر داخل نمودهاند بيان كنيم زيرا از اين ببعد ديگر ذكرى از كارهاى آنها در تاريخ نميشود كارهاى اين مردمان از قرار ذيل است : 1 - اختراع خط ميخى كه اهميّت زياد براى ترقى عالم قديم داشت 2 - وضع قوانينى كه پايه قانونگذارى حمّوربى « 3 » گرديد 3 - علوم و
--> ( 1 ) - الحساء امروزى در كنار خليج پارس ( 2 ) - HYKSOS ( 3 ) - HAMMURABI